گریزی بر تاریخ ارومیه

این شهر، در سال ۱۱۷ میلادی، در شرقی‌ترین نقطۀ امپراطوری روم ما بینِ استان های آشور، ارمنستان، امپراطوری روم و امپراطوری پارت قرار گرفته بود.

ارومیه با قرار گرفتن در اورارتوی باستانی، زبان با هوریان آناتولی را برگزیده بود اما تحت سلطۀ آشوریان نیز بودند.

باوری در تاریخ وجود دارد مبنی بر این که شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بنا شده ‌است. بر این اساس، کلدانیان و آشوریان قبل از اسلام بر این شهر حکومت می راندند. ارومیه که از اسامی زبان کلدانی است شاهد صادقی بر این قضیه است. ظاهراً ساحل غربی دریاچه ارومیه، چندین سال از استان های ارمنستان بوده است و چندی نیز رومیان بر آن فرمان رانده اند.

در دورۀ خلفای عباسی (قرن چهارم)، ارومیه زیر دریاچۀ کبودان (ارومیه) قرار داشته است. فرض بر آن است که صدقة بن علی، از خدمتگزاران عضدالدوله دیلمی ارومیه را تصرف کرده است. البته نَقل دیگری نیز راجع به این موضوع وجود دارد و آن این که عتبة بن فرقد از خادمانِ عمر۶۴۰ میلادی ارومیه را فتح نموده است. برخی از جغرافیدانان قرن ۴ هجری، در میان شهرهای آذربایجان، ارومیه را، از لحاظِ قدمت در رتبۀ سوم قرار داده و بعد از اردبیل و مراغه، این شهر را در جایگاه سوم می نشانند.

قدمت تاریخ ارومیه

از پشته ‌های متعدد قرار گرفته در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه و شمس حاجیان) تا به حال اشیای عتیقۀ بسیاری کشف شده است. این اشیای قدیمی گویای  تاریخی دیرینه برای این شهرِ باستانی اند.

ارومیه در روزگاران گذشته شهری پرآب بودن و حاصلخیز بوده است. در آن دوران که تبریز اعتبار کنونی را نداشت، ارومیه بر سر بزرگراه اردبیل – مراغه – و برکری (به شمال غرب دریاچه وان) – آمِد قرار داشت.

مروری بر تحولات تاریخی “شهرآب”

جستان بن شرمزن از اسامی ماندگار در تاریخ ارومیه است، زیرا این سردار در دورۀ تسلطِ دیلمیان بر آذربایجان، ۳۴۲ق/۹۵۳م ظهور کرد.  پس از شکست ارمنستان، وی از مرزبان حاکم ارمنستان تبعیت می کرد. وقتی جستان در ۴۳۶- ۸ق/۹۵۷م جایگزین پدرش مرزوبان شد، جستان بن شرمزن سرکشی نمود و به عنوان یاغی، ارومیه را ترک نموده با ابراهیم بن مرزبان (فاتح مراغه) تبانی کرد؛ هرچند این همراهی دیری نپایید و جستان دوباره راهی ارومیه شد و پس از محاصرۀ ارومیه، سربازخانۀ مستحکمی را در آنجا پی ریزی نمود. سپس خدمتگزار المستجیر بالله شد و با کردهای قحطانی هم پیمان شد؛ ولی جستان و ابراهیم که از پسران مرزوبان بودند با کردهای هذبانی دست به یکی شده و جستان بن شرمزن را از پای درآوردند. او در ۳۴۹ق/۹۶۰- ۹۶۱م به تحریک وهسودان، برادر مرزوبان، ابراهیم بن مرزوبان را مغلوب ساخت و نیروهای وی را از آن خود گردانید و بدینسان مراغه را ضمیمۀ خاک ارومیه کرد. این در حالی است که در سال ۳۵۵ق/۹۶۶م، رکن الدوله بویی پادرمیانی کرد و باعث شد تا وی دوباره در برابر ابراهیم سر تعظیم فرود آورده و تحت امر وی درآید. هنگام اِشغال آذربایحان توسط غزها در ۴۲۰-۴۳۲ق/۱۰۲۹- ۱۰۴۱م، ابوالهیجا بن ربیب الدوله (رئیس کردهای هذبانی) حاکم ارومیه بود. وی نابودی غزها را نقطۀ عطفی در دورۀ حاکمیت خود می دانست.

احتمالاً تعدادی از اغوزهای آذربایجان، از آن زمان در ارومیه ساکن شدند. برخی از آن ها بعد از خروج از شهر به ارامنه یورش برده و پس از کشتارِ آنان،  کلی غنایم به چنگ آوردند. ابوالهیجا با همراهی کردهای هذبانی، اغوزها را هدف حملات خود قرار دادند. آن ها نیز به تلافی برخاسته و پس از کشتار وسیعِ مردم به غارت اموالشان پرداختند.

گفتنی است: ازدواج فرمانده اغوزها با یکی از اقربای وهسودان منجر به سکونت اغوزها در ارومیه شده است و بدینسان دشمنی میان این دو قوم را از میان برداشته است.

محرم سال ۴۵۵ق/ ژانویه ۱۰۶۳م بود که طغرل سلجوقی از ارومیه عبور کرد. هنگام بازگشت مسعود از بغداد به آذربایجان، با این که امیر حاجب تاتار جایگاه خود را در ارومیه تثبیت نموده بود اما بعدها مطیع امر سلطان سلجوقی شد.

درسال ۵۴۴ ق/۱۱۴۹م ارومیه در چنگِ ملک محمد بن محمود بن محمد، برادرزاده و داماد مسعود بن محمود بن ملکشاه،  بود. موقع درگیری آخرین طغرل سلجوقی با عمویش، امیر حسن بن خفجخ، حاکمِ آذربایجان، حامیِ قزل ارسلان بود. قزل ارسلان، ارومیه را در ۵۸۵ق /۱۱۸۹م تسخیر کرد و به تاراجِ آن پرداخت. ابوبکر اتابکِ تبریز، در ۶۰۲ق/۱۰۲۵م، شهرهای اشنویه و ارومیه را به اتابکِ مراغه (علا الدین) واگذار کرد و بدینسان جبرانِ مافات کرد. در ماجرایِ حکومت جلال الدین خوارزمشاه بر آذربایجان؛ اورمیه، خوی و سلماس قلمروِ امیره سلجوقی بود که جلال الدین آن را از دستِ ازبک خارج ساخته بود. اوضاع به همین منوال ادامه داشت  تا این که در سال۶۲۳ق/۱۲۲۶م، ترکمان‌های ایوایی ارومیه را محاصره کرده و شروع به باج گیری از آن کردند. با شکایت امیره، جلال الدین نیروی کمکی فرستاد و به یاری آن ها، ترکمانان را شکست دادند. از سوی دیگر سرداران گرجی، شلوا و ایوانه، که در ابتدا از در دوستی در آمده و با جلال الدین رفتاری احترام آمیز داشتند، تغییر رویه داده و در بازه ای کوتاه؛ مرند، سلماس، ارومیه و اشنویه را تصرف کردند. در سال ۶۲۸ق/۱۲۳۰-۱۲۳۱م خوارزمشاه که در نتیجۀ یورشِ مغولان به شدت تحت فشار بود، زمستانِ آن سال را در ناحیه اورمیه – اشنو گذراند. اقامت شاهِ خوارزم در ارومیه، ساخت سه‌گنبد توسط او و تدفین وی در این شهر را به ذهن متبادر ساخته و این احتمال را تقویت می نماید.

شایان ذکر است: رویدادهای تاریخی مذهب اهالی این شهر را تحت الشعاع قرار داده به گونه ای که تا اواخر قرن دهم هجری، ارومیه شهری بود که عمدۀ ساکنانش را کردنشین های سنی مذهب تشکیل می دادند.

خبرهای مرتبط