وجه تسمیۀ ارومیه

ارومیه واژه ای دو بخشی است که ریشه در زبان آشوری دارد. اور در این زبان به معنای شهر است و میه به معنای آب است. “شهر آب” معنای  ارومیه در زبان آشوری است. نام های گوناگونی را به این شهر نهاده اند که از آن میان رضائیه از همه مشهورتر است.  در آغاز دورۀ پهلوی، رضا شاه علاقۀ وافری به “شهر آب” داشت از این رو  اسم خود را بر این شهر نهاد و رضائیه را از آن زمان بر سر زبان ها انداخت.  پس از انقلاب اسلامی  دوباره ورق برگشت و دیگربار ارومیه  نامی آشنا در این دیار گردید.

گریزی به تاریخ

تاریخ پیدایش شهر ارومیه را به هزارۀ  دوم قبل از میلادِ مسیح نسبت می دهند.

از کلان‌شهرهای ایران است که مرکز استان آذربایجان غربی بوده و در شمال غربی ایران  (در منطقه آذربایجان) واقع شده‌است. این شهر طبق آخرین سرشماری، دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر پرجمعیت منطقۀ شمال‌غرب ایران محسوب می گردد. با ارتفاعی ۱۳۳۲ متری در غرب دریاچه ارومیه قرار دارد که ارتفاعاتی چون کوه سیر، کوه قیزقلعه، کوه جهودها، کوه چهل مر شهیدان، کوه ماه، کوه علی پنجه سی و کوه علی ایمان دور تا دور آن را احاطه کرده‌اند. دشت ارومیه نیز از سویی دیگر آن را در بر گرفته‌است.

این شهر تاریخ پرور، طی قرون گذشته با رخدادهای گوناگونی از قبیل اشغالِ عثمانی‌ها و روس‌ها دست به گریبان بوده‌ و تاخت و تازهای بسیاری را به خود، ناظر بوده است. دارا بودن موقعیتی مناسب، این شهر مرزی را به شاه‌راهی ارتباطی تبدیل نموده که قفقاز، میان‌رودان، و آسیای صغیر را به یکدیگر متصل نموده است. از همان گذشته های دور  از نقاطِ تجاری منطقه به‌حساب می‌رفته‌است.

ارومیه؛ عرصۀ تاخت و تاز

عثمانی‌ها طی نبرد با افشارها در سال ۱۷۲۴م، کردهای حکاری را  جهتِ دفع آن ها  به کار گماشتند. نتیجۀ این جنگ به نفع ترک ها خاتمه یافت. هنگامی که ترک‌ها در سال ۱۷۲۵م زمامداری این مرز و بوم را به دست گرفتند، حکومتی موروثی را به نام طایفۀ قاسملوی افشار بر ارومیه بنیاد نهادند و به  عنوان خانات ارومیه اعتبار یافتند. نادر مراغه ای، در سال ۱۷۲۹م،  مهاباد و دیمدم را از چنگ ترک‌ها درآورد این در حالی است که حکیم اوغلو، پاشا علی، و رستم پس از یک ماه کشمکش، در سال ۱۷۳۱ ارومیه را تصرف نمودند. ارومیه به حکاری، رئیس ایل بنیانشین، سپرده شد. پس از قرارداد ۱۷۳۶م، ترک‌ها از آذربایجان بیرون رانده شدند.

انقراض افشاریان در سال ۱۱۶۱ق/۱۷۴۸م، باعث شد تا آزادخان  (از فرماندهان ارتش نادر و فرزند یکی از رؤسای افغان) از فرصت استفاده کرده با استقرار در  شهر زور، جنگهای خانگی میان افشاریان را دستاویز قرار داده و ارومیه را تصاحب نماید. فتح‌علی خان در این نبرد حامی آزاد خان بود. بدینسان ارومیه پایتخت امیرنشین موقتیِ آزادِ افغان شد. کوه اوغان داغی در شمال ارومیه ظاهراً  از اسم این حاکم افغان گرفته شده‌است.

روزهای تاریک

در جنگی که میان محمدحسن‌خان قاجار و آزاد افغان، در سال ۱۱۶۹ق/۱۷۵۵–۶م، رخ داد؛ به شکستِ حاکم افغان در گیلان منتهی شد و ارومیه به دست قاجاری ها افتاد. این بار فتح علی خان افشار که مترصدِ فرصت بود به محمد حسن خان ملحق شد و بعد از مرگ، دوباره به جایگاه قبلی خود برگشت و پس از ارومیه، مراغه و تبریز را پس گرفت. کش و قوس ها همچنان ادامه داشت به طوری که کریم خان زند نیز، در زمستان ۱۱۷۳ق/۱۱۷۳م،  به ارومیه لشکر کشید و پس از محاصره ای چند ماهه، این شهر را تصاحب نمود. یکسالِ تمام آذربایجان بخشی از مملکت کریم خان بود. با این که پس از انقضایِ سلسلۀ زندیه، افشارهای ارومیه به همدستی شقاقی‌های سراب و دنبلی‌های خوی، دست به ائتلاف بر ضدِ قاجاریان زدند اما راه به جایی نبردند. فتحعلی‌شاه قاجار محمد علی خان را دست نشاندۀ خود در ارومیه کرد. وی با خواهر حسین قلی خان افشار وصلت کرد. پسران محمد علی خان از طرف حکومت مرکزی به عنوان نخستین حاکمان ارومیه گماشته شدند. این شهر با حوادث دیگری نیز روبه رو شد؛ در جنگی که میان ایران و روسیه، در سال ۱۸۲۸م  در گرفت ارومیه چند ماهی به محاصرۀ  سربازان روس درآمد. در این برهه از زمان، بیگلربیگی نجف قلی خان افشار حاکم ارومیه بود.

شیخ عبیدالله از اهالی شمدینان از دیگر کسانی بود که در سال ۱۸۸۰م به آذربایجان را هدفِ حملات خود قرار داد. وی به سرکردگی کردها ارومیه را محاصره کرد و تا مرز پیروزی پیش رفتند اما خان ماکو  ابتکار عمل را به دست گرفت و ناجی ارومیه شد.

هرچند روس  ها به دلیل شکست‌های متوالی در جبهه شرق دور، از محاصرۀ ارومیه دست کشیدند اما عثمانی ها پیشروی به سمت این شهر را آغاز کردند و در اوت ۱۹۰۶م، شهرهای اطراف ارومیه را – به غیر از این شهر-  با دستاویز قرار دادنِ اختلافات مرزی تصرف کردند. جنگ بالکان باعث شد تا سربازان عثمانی  از مناطق آذربایجان دست کشیده و به منطقۀ خود برگردند. در این اثنا، دیگربار روس ها، در دسامبر ۱۹۱۱م، پس از زد و خوردهای تبریز، به ارومیه هجوم آوردند و ادارۀ امور آن را به دست گرفتند.

رخدادهای ارومیه طی جنگ جهانی اول

ارومیه طی جنگ جهانی اول روی آرامش را ندید و مدام دست به دست می شد. بعد از سقوطِ ارتش روسیه، در سال ۱۹۱۷م، شورای مسیحیان آشوری (موتاوا) بر این شهر مسلط شدند و با پشت سر گذاشتن زنجیره ای از رخدادهای دلخراش همچون کشتار مسلمانان ارومیه توسط مسیحیان، در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸؛ به قتل رسیدنِ “مطران مارشیمون” به دست کردهای طرفدار سمکو، در ۲۲ فوریه؛ یورش هزاران ارمنی پناهجو از وان و نبرد میان آشوری‌ها و ترک‌ها، همۀ آشوریان در جلگۀ ارومیه گرد هم آمدند و در قالب جمعیتی ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری به سمتِ جنوب به راه افتادند تا بریتانیا را به عنوان حامی خود برگزینند. مهاجرت دسته‌جمعی آشوری ها، در حین نبرد با ترک‌ها و کردها رخ داد. پناهجویان، در نزدیکی شمال بغداد ساکن شدند.  در پی مهاجرت آشوریان،  ارومیه شاهد قتلِ سونتاگ، عالی‌جناب اسقف کاتولیک، و اچ فلاومر، مبلغ مذهبی، در اوت ۱۹۱۸م بود.

اسماعیل آقا، معروف به سمکو شکاک، در سال ۱۲۹۹ه.ش به یاری ارشدالملک شهر ارومیه را تسخیر نمود. اما نیروی ارتش، در سال ۱۳۰۱ه.ش، سمکو را از شهر متواری ساخت و اندکی بعد به کار وی خاتمه داد. پس از ویرانی های زیاد و خالی شدن شهر از ساکنان آشوری و … ارومیه بالأخره روی آرامش را دید. با قدرتمند شدن حکومت مرکزی در تهران، غرب دریاچۀ ارومیه با پیروی از آن کم کم رو به اقتدار نهاد و اوضاع شهر ارومیه به تدریج سروسامان گرفت.

خبرهای مرتبط